سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

290

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

ناروا محسوب نشده تا چهتش بر قاذف حدّ ثابت شود بخلاف اسناد آن به مادر كه بملاحظه امكان شبهه قذف شمرده مىشود . در جواب گوئيم : احتمال وقوع فعل از روى شبهه نسبت بهردو قائم و تحقّقش در هريك از پدر و مادر يكسان مىباشد از اينرو وجهى ندارد كه احتمال شبهه را تنها به مادر اختصاص دهيم . سپس مىفرماين : بسا از فقهاء كسانى بوده كه فرموده‌اند : قذف نسبت بهيچيك از پدر و مادر تحقّق پيدا نكرده لاجرم بر قائل حدّى ثابت نمىگردد و دليل آن اينست كه : در حقّ هريك از پدر و مادر احتمال مىدهيم كه فعل شبهة واقع شده باشد و مراد قاذف از نسبتى كه داده زنا نبوده بلكه وقوع فعل اشتباها باشد و همين مقدار از احتمال موجب درء و سقوط حدّ ميگردد . ولى از نظر ما اقوى همان رأى اوّل است يعنى بر قاذف دو حدّ لازم مىباشد مگر آنكه وى نسبت بيكى از دو طرف ( پدر و مادر ) ادعاى اكراه يا شبهه را بنمايد كه نسبت بخصوص آن حدّش از عهده وى ساقط مىگردد . قوله : لانّ تولّده انّما يتحقّق بهما : ضمير در [ تولّده ] به ولد و در [ بهما ] به پدر و مادر راجعست . قوله : و قد نسبه الى الزّنا : ضمير فاعلى در [ نسبه ] به قائل و ضمير مفعولى به ولد راجعست . قوله : فيقوم بهما : ضمير در [ يقوم ] به زنا و در [ بهما ] به پدر و